الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

60

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

امير مؤمنان ( ع ) فرمود : و اللّه ما عبد ابى و لا جدّى عبد المطّلب و لا هاشم و لا عبد مناف صنما قطّ . : « و سوگند به خدا ، نه پدرم و نه جدّم عبد المطّلب و نه هاشم و نه عبد مناف هرگز بت پرستى نكردند » . شخصى پرسيد : چه چيز را مىپرستيدند ؟ على ( ع ) گفت : « به جانب كعبه و مطابق دين ابراهيم ( ع ) نماز مىخواندند ، و به اين دين معتقد بودند » . عبد المطّلب در دين ابراهيم ( ع ) داراى مقام ارجمند و آشكارى بود ، و در سطح بالائى از فضائل اخلاقى قرار داشت ، داستان هلاكت فيل سواران به فرماندهى ابرهه كه براى ويران نمودن كعبه به مكّه آمده بودند ، بيانگر اوج عظمت و مقام اعتقاد و يقين عبد المطّلب است ، در اين جريان آمده كه فيل سواران احترام خاصّى به عبد المطّلب كردند ، و تخت ابرهه را ( هنگام ملاقات با عبد المطّلب ) در قسمت پائين مجلس قرار دادند ، و عبد المطّلب به يكى از فرزندان خود گفت : « به بالاى كوه ابو قبيس برو ، ببين آيا از جانب درياچه پرندگانى مىآيند » . از اين سخن استفاده مىشود كه او به آمدن « ابابيل » براى به هلاكت رساندن سپاه ابرهه ، آگاهى داشت . و همچنين ماجراى ورود عبد المطّلب بر سيف بن ذى يزن ( پادشاه يمن ) و احترام شايان او از عبد المطّلب دليل ديگرى بر موقعيت عظيم عبد المطّلب در ميان مردم بود . « 1 » و نيز عظمت مقام او در جريان حفر چاه زمزم ، و جوشيدن آب گوارا زير پاى شتر او در بيابان سوزان شام ( كه قبلا خاطر نشان گرديد ) به خوبى آشكار گرديد . از ويژگيهاى عبد المطّلب اينكه : هرگاه خشمگين مىشد ، مردم از او سخت

--> ( 1 ) جريان ملاقات عبد المطّلب با سيف بن ذى يزن در سفينة البحار ج 1 ص 679 آمده است .